لئوناردو داوینچی و گرایش سرّی به دین اسلام
ترجمۀ آخرین اثر کشف شدۀ داوینچی، که در آن به اسلام گرویده است: IL MIO SPAZZOLINO = مِسواک من!
نویسنده: - دوشنبه ۱۳٩۱/٧/٢٤

وامّا نصایح پدرانۀ من(داوینچی) به تو،

ای قِدّیس نوجوان ( : مقدّس اردبیلی ) :


*اوّل آنکه، پسرم! من درطول عمرخود، یک چیزرا
بخوبی دانسته ام؛ وآن اینکه: هرچه مقام علمی آدمی
بالاتر رَوَد، سگان و خوکان بسیاری دراطراف وی،
به دشمنی و حسادت روی می آورنـد! و حیـف اسـت
که نوجوان قـدّیـس و اندیشـمـندی چون تو(:اردبیلی)،
گرفتاراذیّت وآزارخران واحمقانی شود که تابع امثال
"مُحیی الدّین"(عربی) و "ابن سینا" و ..... گشته اند!
من(داوینچی) از مادری فقیر، زحمت کش، دهاتی و
بدبخت، متولـّد شدم. پدر بی عاطفه و بیرحم من، آن
زن مهربان را به بهانۀ فـقـرش طلاق داد و به سمت
زنان اشراف روی آورد! ومادر بیچارۀ من نیز چون
کـُلفـَـتی بدبخت بود، من را بناچار به دیگران سپـرد.
در ایّام تحصیلات نوجوانی، چون امثال و اقران مـن
پیشرفت مرا مشاهده کردند، از روی حسادت، به من
(داوینچی)نسبت"حرام زادگی"و زنازاده بودن دادند!
می گفتند: "لئوناردو(داوینچی) چون حرامزاده است،
پدرش وی را رها کرده؛ و او بی پدرومادر است!".
پس، عقاید خود را نزد نااهلان فاش مساز!


*دوم آنکه، از افـشاء و ابراز حقایقی که نوشته ای،
برای اهل آن، هراس نداشته باش! و بدان که زمانی
خواهد آمد که تو (:مقدس اردبیلی) مرده باشی، ولی
این کتاب تو(حدیقة الشیعه) هزاران هزار نفر را به
راه راست هدایت کند وخیانت های فلاسفه را برمَلا
نماید! من ( :داوینچی ) و پسر خوانده ام فرانچسکو
مِلتزی و راهب مغربی و بـرخی دیگر(؟)، هـمگـی
مخفیانه اسلام آورده و مذهب شیعۀ دوازدهگانه (12
امامی) را پـذیـرفـتـه ایم؛ ولی، همگان ما را مسیحی
می دانند وبهنگام مردن، ما را چون مسیحیان تشییع
جنازه کرده و دفن می کنند؛ لیکن، در آخرت و معاد
جسمانی است که باطن ما آشکار خواهد شد.


*سوم آنکه، هرگاه خبر مرگ من (داوینچی) به تو
(:اردبیلی) رسید، مـرا دعا کـن؛ به راستی که تـنها
و غریب خواهم مُرد!


*چهارم آنکه، عزیز قلبم: فرانچسکو، جوان است.
مـن (داوینچی) و راهـب (مغـربی)، هـر دو، پـیـر
و مریض احوالـیـم. اگر ما مُردیم، ارتباطـت را با
فرانچسکو قطع مکن! وی شیفتۀ تو شده؛خیلی ترا
دوست میدارد.هرگاه زمین وآسمان آن دیار، برای
تو(:اردبیلی) تنگ و سنگین آمـد، به نزد وی بـیـا؛
یا او را نزد خود بخوان. ولی نباید کسی او را نزد
تو بشناسد.


* درآخـر این مقدّمه، جـمـلـه ای از مادر مهربانم
می آورم: ((لئوناردوی عـزیزم! ناراحـت نـباش!
پرنده هرچه بلند پروازتر باشد، بیشترهدف سنگ
و تیرکمان است! )).


* * * * *
* * *
*


(توجه: اینجا پایان مقدّمۀ داوینچی بر رسالۀ حاضر
است. ازشمارۀ بعد، متن اصلی رساله، که درآغاز
آن، اعتقادنامۀ داوینچی آمده است، درج می شود).

نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/۱۱

و شنیدم که تو(:اردبیلی) در فقر به سر میبری؛

اگر خواستی، ثروت بسیاری بتو خواهم سـپـرد.

اما بسیاراندوهگین شدم که شنیدم تو باغ ومِلکی

خانـوادگـی را فروخـتـه ای تا هـزیـنۀ خطـّاطـی

وارسال این کتاب را فراهم کنی! گـرچه زحمت

ارسال را جناب راهب مغربی متحمّل گشت،اما

من(داوینچی) میدانم که تو(اردبیلی)هزینۀ بسیـار

بــرای اوراق و جلد چرمی و خـط و مرکـّب آن

صرف کرده ای؛ و من باید آن را بـتـو بپـردازم

و باید که تو(نیز) بپذیری!


درهـرحـال، فعلاً ما مشغول مطالعه و ترجمه و

رونویسی، بـه ایتالیایـی، از جـلـد دوّم (حَدیقة ُ-

الشـّیعَة) هستیم ؛ و بزودی اصل این جلد را هم

به پرسیا (:ایران) یا عِراق یا هـر جای دیگـری

که باشی، می فرستیم.

نویسنده: - شنبه ۱۳٩۱/٧/۱

(آنگاه داوینچی در مورد نسخۀ  اصـل حدیقة الشیعة

که مقدس اردبیلی نوجوان برایش فرستاده ، گویـد:)


جلد اوّل آن را در مورد پیامبر اسلام، آنـچـنان زیبا

نوشته ای، که سینه ام از یاد وی تنگ وتنگـتر شد!

ولی چون جلد دوم، مُعَرِّفِ مذهب شیعیان و عـقـائـدِ

دست نخورده (:تحریف و دستکاری نشدۀ) ایشانست

برای من(داوینچی) اهمّ ازجلد نخستین بود. بنابرین

فعلاً آن (جلد) نخستین را به دست صحّاف ونسخه-

نویس مطمئنـّی سپردیم، تا آن(جلد اول) را با کمک

مترجمی مورد اعتماد، به ایتالیائی درآورده وهردو

(:اصـل متن فارسی و ترجمۀ ایتالیایی جلد اول) را

به خود من (داوینچی) بازگردانـَد، تا (ایـتالیایی را)

بر کتابخانۀ بزرگ شهر رُم وقف بنمایم، و پـارسی

(:اصل آن) را به تو(:اردبیلی) بازگردانم، تا آن در

اختیار خودت باشد. اما اکنون مشغول(مطالعۀ) جلد

دوم (حدیقة الشیعة) هستم (1).

_____________________________

1- متأسفانه گویا جلد اول حدیقة الشیعه از بین رفته

باشد، چون هرچه جستجو شده، اثری از آن درهیچ

کتابخانۀ نسخ خطی ، موجود نیست. شاید داویـنچی

پیش از پس فرستادن اصـل نسخۀ فارسی جلد اول،

درگذشته باشد (چون این رساله را در پایان زنـدگی

خود نوشته است) و احتمال میرود که نسـخه مـورد

سوء قصد یا سرقت یا ... قرار گرفته و نابود شـده

باشد و چون به اردبیلی برنگـشته، هـیچ رونوشـتی

نیز از آن موجود نباشد؟ به هرحال، آنچه اکنون در

بازارکتاب موجود است، تنها همان دوّمین مجـلـّد از

حدیقة الشیعه مقدس اردبیلی است ، کـه گاهی در دو

مجلد به چاپ رسیده، ولی در حقیقت یک جلد است.

نویسنده: - پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦

ولی همان شب، راهب مغربی به من (:داوینچی) گفت:

همۀ کتب مسلمانان چنین نیست؛ وبسیاری ازعلماء آنان

ایـن دوعالِم - یعنی: مُحی الدّین(عربی) و ابن سینا - را

" بی دین" می دانند و اصلاً مسلمان نمی شمارند! گفتم:

ایشان دیگرچه میگویند؟!

راهـب مغربی گـفت: من درهمین چند سال اخیر که در

خاک سرزمین عِراق(1)بودم،دانشجوی دینی(طلبه ای)

زیبا چهره، ساده پوش، نازنین وعبادتگر را مرتب دیده

بودم، که مرا بیاد حضرت یَـحـیَـی(ع)(2) می انداخت.

روزی نزد آن طلبه،در کربلا، آمدم؛ دانست که من یک

راهـب مسیحی هـستم؛ به روی من با آرامی و مهربانی

تبسّمی زد و به عربی گفت:"از من چه میخواهی؟" من

گفتم: "هم صحبتی!". پس مرا بمنزل کوچک وکاهگِلی

خود برده، قهوه ای خوش طعـم برایم ریخته و به دست

من داد؛ گفت: "بفرما و بنوش؛ خسته هستی!". قهوه را

خوردم. گفتم:ای قِدّیس! چه نام داری؟! گفت: احمد(3).

گفتم:ازکدام بلاد وکدامین شهرهستی؟!گفت:اردبیل(4)،

درشـمال ایران(5).گفتم: از چه روی، بدینجا(=عِراق)

آمده ای؟ گفت:"اشتیاق به اهل بیت پیامبراسلام(ص) و

تحصیل علوم ایشان".

______________________________

1-L'Eraqua عِراق

2-Johannes یوهانس (:لاتینی یَحیَی)

3-Amet احمد

4-Ardabil اردبیل

5-La Persia پرسیا (: نام قدیم ایران؛ بلاد فارس)

نویسنده: - دوشنبه ۱۳٩٠/۳/۳٠

Il preambolo:

دیباچه:

...o pio; o Amet Ardabili !

سلام ای قِدّیس (=مقدّس) ؛ ای احمد اردبیلی!(1)

راهب مغربی (2) کتاب ترا برای من(:داوینچی)

آورد؛ و من چون پارسی نمیدانستم، از خود او و

از دستـیار جوانم " فرانچسکو مِلزی (=مِلتزی =

مِلتـسی)"- که هردوی آنها رگه ای ازنژاد ایرانی

وعربی و اروپائی دارند - کمک خواستم، تا نامۀ

زیبا ومهرانگیز تـرا- که اکنون درسنین نوجوانی

و کوچکتر از فرانچسکوی من هستی؛ و آنرا در

پشـت مجلـّد اوّل کتابت چسبانده بودی - بخوانم و

بفهمم. چقدر مرا ازتو خوش آمد! وچقدرصمیمی

به این " پیر پُردرد و خسته" نامه نوشته ای! بیاد

دارم که در ابتدای آن نامه، با لفظ " پدر پیـر" از

من(داوینچی) یاد کرده ای ومحترمانه احوال مرا

پرسیـده ای! این خـُلق وخوی تو، مرا بیاد اخلاق

و خصلت "پیامبر اسلام" انداخت؛ لذا همگی شما

قلباً دوست میدارم!

_______________________________

1- بعید نیست که لقب "مـقدّس" ، برای مرحــوم

احمد اردبیلی، ازهمین مکاتبه نشأت گرفته باشد؟

ضمناً، اسم "احمد" را لئوناردو داوینچی اینگونه

که مشاهده میشود، نگاشته است؛ و در ایتالیایــی

جدید، گاهی به نحوی دیگر مینویسند...

2- Il Monaco Magrebino (?)

نویسنده: - جمعه ۱۳٩٠/۱/٢٦

 

تنها تصویر نقاشی موجود از چهرۀ مقدّس اردبیلی در نوجوانی

مقدّس اردبیلی در نوجوانی

تصویر فوق توسـّط فرانچسکو مِلتزی شاگرد

لئوناردو داوینچیاز چهـرۀ مقـدس اردبیلی -

در نوجوانی - کشیده شده است.

فرانچسکو، این تصویر منحصر بفـرد را نیز

در انـتـهای همینرسـالۀ استــــادش الـصـاق

نـمـوده و شــرح داده که پـس ازدرگــذشــت

داوینچی و کشـتـه شــدن راهــب مغربی، بـه

نحوی ناشنـاساز چـنگ نیکــولا ماکـیـاولی

 -دشمن لئوناردو- گریخـته واروپا را موقـّـتاً

ترک کرده و نزد مقدّس اردبیلی - که همـسنّ

اوبود آمده وازنزدیک تصویر را کشیده است.

 

IL MIO SPAZZOLINO - - - - - - - Leonardo da Vinci / 1519 - - - - - - - "مِسواک من!": آخرین نوشتۀ لئوناردو داوینچی، در آخرین سال زندگی خود. وی این اثر را درحالی که در نزدیکی آمبوآز فرانسه در تبعید به سر می برده و در بستر بیماری نوشته و آنرا بسان مسواکی که دهانش را از هرگونه خطا و لغزش گفتاری گذشته پاک می سازد، ارائه داده ، و با صراحت ، دین اسلام وآیین شیعۀ دوازده امامی را بـرتمامی ادیان و مذاهب جهان ترجیح میدهد! ------------------------------------------------- از مطالعۀ این رساله خواهیم فهمید که ترویج " انجیل بَـرنابا "- که بارها نام پیامبر اسلام (ص) در آن آمده - طرح لئوناردو داوینچی بوده و نسخۀ خطـّی ایتالیائی موجود در کتابخانۀ وین، بخطِّ فرانچسکو مِلزی (یا: مِلتسی) - آخرین پسرخواندۀ لئوناردو - از این انجیل است و هـمکار ناشناختۀ لئوناردو: " راهِــب مغـربی"، نیز در تمامی این فعّالیّت ها نقشی اساسی داشته و برای مطالعۀ هر متن عـربی یا عِـبـری و یا سُریانی، به هر دوی آنها کمکـهایی می کرده است. "راهـب مغربی" سبب آشنایی لئوناردو بـا"مقدّس اردبـیـلی" - که در آن زمان نوجوانی تقریباً همسنّ فرانچسکو مِلزی بوده - شده و از مـقدّس اردبیلی میخواهد که کتابی کامل در مورد عقاید صحیحۀ اسلام و تشیّع - به زبان پارسی یا عربی- بنویسد، تا او آن را برای لئوناردو برده و بـه ایتالیایی ترجمه کند - هر چند خود لـئوناردو، تا اندازه ای با عربی آشنایی داشته - مقدّس اردبیلی ترجیح میدهد که این کتاب را به پارسی، به زبان مادری هـموطنان خود بنویسد ؛ و نام آن را نیز بوستان شیعیان (:حَدیقة الشـّیعَة)مینهد؛ که جلد اول آن در روش زندگانی و نیز اثبات پیامبری و خاتـَمـیّـت پیامبر اسلام (ص) بوده - که امروز هیچ اثری ازاین مجلّد نیست! - و جلد دوم - که امروزه، به عنوان کلّ "حدیقة الشـّیعة" شناخته می شود - در اثـبات برحق بودن مذهب شیعه بوده است (و از مطالعۀ آن معلوم است که مقدّس اردبیلی بعـدها این کتاب را کاملتر کرده و مطالبی نیز در سالهای پایان عمر بر آن افزوده که در نوجوانی آنها را درج نکرده بوده و بعداً به آن بر خورده؛ و این سبب ابهام و سرگردانی محقـّقان در مورد"حدیقة الشیعة"و نیز تاریخ نگارش آن شده است). ----------------------------------------------- داوینچی هر دو جلد را تماماً بکمک راهب مغربی و فِـرانچسکو مِلزی، خوانده و به سختی تحت تأثیر قرار میگیرد و تمامی مُحتوَیات این کتاب را معـقول و تحقیقی می بیند. او گمگشتۀ خود را در همین اثر مقدّس اردبیلی یافته ، رسالۀ " مسواک من "را در تأیـیـد ارجحیّت دین اسلام و آیین تشیع دوازده امامی ، می نویسد. او در این رساله، مقدس اردبیلی را با عنوان " ای قِـدّیس! " مکرّر مورد خطاب خود قرار داده و بسیار از او قدردانی میکند. ---------------------------------------------- اصل این رسالۀ خطّی در سـال 1992م توسط یکی از افراد خاندان " فِراری" - اتومبـیل ساز مشهور ایتالیایی - به بهای 1,400,000 دلار خریداری شده و این شخص خود را با نام"ایکس فِراری" در کارتی که تصویر آن را مشاهده می کنید - با آرم اتومبیل مذکور- معرّفی کرده، و به انگلیسی نوشته است: "از طرف ایکس فِـراری ؛ به یادبود پدر دل آزرده و مادر دلشکستۀ خاندان فِراری، و جوان رنجدیدۀ درگذشتۀ (ناکام) ایشان؛ که یادِ همگی آنها بخیر! 1,400,000 دلار، بابت کتاب داوینچی بنام "ایل میو سپاتـزولینو" (مسواک من) اهدا شد". ---------------------------------------------- هم اکنون این کتاب ارزشمند- که چاپ آن در اروپا ممنوع است! - با شمارۀ رمز زیر در"صندوق امانات سرّی لندن" نگهداری می شود: ( بخش امانات خاندان فِراری) - - - - - - - - - B-15-I.M.S / 22-D.P.L.D
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :